تبليغاتX
کهنه رباط - دست نوشته های یک دانشجوی انگلیسی







 اتوبوسیه (1)

87/12/18

گویند که هر شاعر را الهامی باید و هر الهام را جا و مکانی. پس همانا خداوند اتوبوس را محل ملهم شدن ما قرار داد. باشد که ما رستگار شده و شما لذت مند شوید:

ثروتمند...

دود مرا دوده مرا سینه ی آلوده مرا

ذرت و فالوده تو را ریه ی فرسوده مرا

ضجه مرا درد مرا دست بسی سرد مرا

فشار خون ۱۰ تو را روی همی زرد مرا

جام مرا کوزه مرا پوست خربوزه مرا

گوشت تو را مرغ تو را گدا و دریوزه مرا

قل قل قلیان مرا قلب هراسان مرا

شمع تو شمعدان تو را سبیل آویزان مرا

شیر بی یال مرا کفتر بی بال مرا

تخت فنر دار تورا کارتن یخچال مرا

چاله مرا چوله مرا گرفتن لوله مرا

سفید برفی تو را هفت کوتوله مرا

نو تو را کهن تو را ماه تو را زحل تو را

هرچه که خواهی تو را خدا مرا تو هم مرا

پ.ن : با عذر خواهی از محضر مولوی دوستان


               لینک اصلی  |  اضافه کردن به oyax| نوشته شده توسط سپهر |



  اتوبوسیه (3) -   روزمره جات (1) -   طویله جهانی (1) -   اتوبوسیه (2) -   چرندیات (2) -   امروز جمعه اینجا ماهی تابه کتلت -   چرندیات (1) -   قوه غذاییه من (1) -   اتوبوسیه (1) -   ما و فرهنگ و اصلمان -

 
 

اگه با کپی کردن مطالب این وبلاگ نونی گیرت میاد خیالی نیست کپی کن ولی یادت باشه شاید نون مارو آجر کنی!